میان ستاره ای

فیلم میان ستاره ای (Interstellar) از فیلمهای علمی تخیلی موفق است که توانسته تا حد بسیار زیادی مبانی علمی را رعایت کند و در عین حال جذابیت فیلم برای مخاطب عام را نیز حفظ کند.
نکته قابل توجه برای دوستان دانشگاهی این است که کیپ ثورن که یک فیزیکدان کاملا تئوری است، مشاور و مدیر اجرایی تولید این فیلم است. همکاری ایشان در به تصویر کشیدن کرم چاله ها و دیگر مفاهیم گرافیکی در این فیلم منجر به چاپ مقالات و پیشرفت علم فیزیک نیز شده است. به این صورت می بینیم که نمایش فیلم هم به توفیق مادی رسیده و هم علمی. می بینیم چگونه علوم بنیادی (و به ظاهر غیر کاربردی) در عرصه مخاطبین عام (گیشه سینما) ظاهر می شود. البته موفقیت علم، ظهور در سینما نیست، بلکه این نکات تأکیدی است بر اینکه هاگر ر فرد روی علایقش سرمایه گذاری کند (ولو اینکه به ظاهر بنیادی و غیر کاربردی باشد)، مسیرهای موفقیت همیشه پیش می آید.

2 دیدگاه در “میان ستاره ای

  1. فیلم جالبه ایه ولی خب درک مفاهیمش یه کم سخته ، تمرکز فیلم روی زمان و ماهیتی که داره و تاثیراتی که روی زندگی ما میذاره و تاثیراتی که از محیط میگیره هست . در فیلم اینطور نشون داده می شه که ما محدود به زمان هستیم اما زمان یه چیز ثابت نیست و قابل انعطافه . در واقع فیلم داره نشون میده که زمان هم مثل خیلی از چیزای دیگه توی این دنیا نسبیه که میتونه با تغییر شدید جرم و جاذبه تغییر کنه . یه نکته خیلی جالب در مورد این فیلم اینه که به مفهوم جاذبه رو مستقل میدونه و جالب اینه که انتهای فیلم نجات دنیا رو هم از طریق همین استقلال جاذبه از هر متغیر دیگری نشون میده . اگه به این ژانر فیلم ها علاقه دارین بهتون پیشنهاد میکنم حتما فیلمهای The Inception و The fountain رو هم ببینید عالی هستن این دو تا فیلم . صحبت کردن در مورد همه ی جنبه های فیلم سخته ولی یک تحلیل خیلی جالب در مورد انتهای فیلم هست که براتون میذارمش : در قسمت انتهایی فیلم نقش اصلی فک میکنه که این شرایطی که براش به وجود اومده از موجودات بالایی و برتر هستن
    موجوداتی که ابعاد در بالاتر هستن
    اما آخر متوجه میشه اونهایی وجود نداره
    انسان ها هیچ وقت نمی تونن به ابعاد بالاتر دسترسی داشته باشن
    چون خودشون موجوداتی در بعد سوم هستن. و هیچ وقت به ابعاد بالاتر از خودشون دسترسی نمی تونن پیدا کنن
    مثل این که یه نقاشی رو کاغذ بکشی و بخوای اون رو ۳ بعدی کنی
    اون نقاشی ۲ بعدی همیشه ۲ بعدی می مونه
    مگه این که یه مدل ۳ بعدی از اون بازسازی کنی
    هیچ وقت خود اون ۲ بعدی رو نمی تونی دقیقا ۳ بعدی کنی
    انسان ها هم همین طور هستن. تنها کاری که کردن این بود که کنترل جاذبه رو بدست گرفتن و چون جاذبه محدود به ابعاد نیست کار های این چنینی رو جاذبه براشون انجام بده
    ابرمکعب تصور نولان از مرکز تکینگی هست. توسط انسان قابل ساخت نیست
    چیزیه که هست. مثل خود تکینگی. مثل کرم چاله و مثل سیاهچاله
    و این که چرا باید دقیقا اتاق مورف رو نشون بده رو هم که گفتم هر کس چیزی رو می بینه که از درون خودش نشات می گیره
    اما این بخش پارادوکس داره! پارادوکسی که باعث میشه یه سری از سوالات بی جواب بمونه
    همون طور که قبلا گفتم مرکز تکینگی از حالت ابعاد عادی خارجه. ابر مکعب یه فضای ۴ بعدی هست و درون این مرکز جاذبه ی بی نهایت داریم
    اما درون فیلم این فضا به شکل ۳ بعدی در اومده. اگه ابعاد واقعی یه جرم کمتر بشه ظاهرش رو میشه درک کرد اما اون دیگه عملکرد خودش رو از دست میده
    برای مثال اجاق گاز یا یخچال اجسام ۳ بعدی هستن
    اگه بیایم اونا رو روی کاغذ بکشیم، هر چقدر هم دقیق و بدون کوچکترین تفاوتی باشه، آیا اون یخچال روی کاغذ می تونه چیزی رو خنک کنه؟ اون اجاق گاز چیزی رو گرم می کنه؟ نه! هر جسم کارکردش تو بعد خودش تعریف شده
    و ابرمکعب هم یه چیز ۴ بعدیه و در ۴ بعد تعریف میشه. اگه به حالت ۳ بعدی در بیاد دیگه عمل نمی کنه…

  2. با سپاس از معرفی خوبتون
    با توجه به اینکه بنده اطلاعات علمی زیادی در رابطه با سیاه چاله و فیزیک فضا ندارم این فیلم را از جنبه های دیگری مد نظر قرار دادم که یکی از آنها زندگی در دنیاهای موازی بود و همانطور هم که در کتاب”در جستجوی زمان از دست رفته” نوشته مارسل پروست میخوانیم، زندگی در دنیاهای موازی ما را از بعد زمان خارج میسازد و هم زمان با مسایلی آشنا میکند که حالتی پایدار دارند، همچون معرفت و احساس به خصوص دوست داشتن و عشق، و همانطور که در این فیلم دیده شد نقش اصلی فیلم در آخر به حس پدرانه و عشق به دختر خویش بازگشت و در آنجا بود که از حس سرگردان بودن در دنیای پنج بعدی رها شد، که میتوان گفت کارگردان با ذکاوتی خاص بیننده را برای برداشت آزاد از معانی و مفاهیم فیلم آماده می سازد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*