کتاب هماهنگی ذهن و بدن به مدیتیشن و یوگا ارتباطی ندارد، بلکه مجموعه مباحثی است که روش صحیح زندگی فردی و اجتماعی را با توجه به محدودیتهای فیزیکی که داریم به ما یاد می دهد و شامل فصلهایی است با مضامین زیر:
- مسئله ی ذهن و بدن: شناخت ذهن و محدودیت های فیزیولوژیک و شیوه مراعات نیازمندی های هر دو
- مردم آمیزی: معاشرت مؤثر با مردم
- اعتماد به نفس: کشف قلق های خودمان
- مدرنیته: کنار آمدن و استفاده صحیح از مظاهر فناوری و مدیریت خودمان در مواجهه با مدرنیته
- تفکر: آشنایی با روش های کاربردی و جالب برای تفکر فردی
- زیبایی: حل مسأله زیبایی یا زشتی خودمان و دیگران
- میرایی: مرگ اندیشی کاربردی
بخصوص فصل آخر خیلی مهم است و کمتر در دیگر کتابهای مدرسه زندگی تکرار شده است. می بینیم خیلی ها با موضوع مرگ اندیشی نا آشنا هستند و متأسفانه توسط بزرگترها هم آموزشی ندیده اند و فکر می کنند ربطی به جوانان ندارد و فقط افراد مسن باید به مرگ فکر کنند!
با خواندن مطالب فصل آخر کتاب، خواهیم فهمید که چرا مرگ اندیشی برای جوانان (و همه) ضروری است و اینکه چگونه در داشتن زندگی بهتر به ما کمک می کند. ناشناخته بودن بیشترین سهم را در ترسناک بودن مرگ دارد و بدون درست فکرکردن به مرگ، نمی توان از زیر سلطه آن خارج شویم. این کتاب به ما کمک می کند تا تفاوت و ارزش عمق و مدت زندگی و برنامه ریزی بهتری برای زندگی داشته باشیم.
با سلام و احترام؛
در تکمیل مباحث فصل آخر این کتاب،
بنده کتاب “مرض تا به موت” اثر سورن کیرکگور رو هم پیشنهاد میکنم که دید خوبی در توازن بین امیدواری و ناامیدی به ما میده و تلفیق این ها با خوف و رجا در زندگی از دریچه ای متفاوت خالی از لطف نیست.
با یک جمله از نورمن کوزینز یادداشتم رو تمام میکنم:
مرگ بزرگترین خسران زندگی نیست؛
بزرگترین خسران زندگی آن چیزی است که در شما میمیرد هنگامیکه هنوز زنده اید!