علاوه بر بحث مدیریت زمان و اولویت ها، یک نگاه مکمل دیگر این است که از زمانهای که در اختیار داریم، درست استفاده کنیم تا بیشترین بهره را ببریم. در کتاب کار عمیق اثر کال نیوپورت به این مهم پرداخته شده است. نویسنده نشان داده که این رویکرد ضروری است، اما با این حال به نظر من، افراد کمی می توانند آن را عملی کنند.
نکاتی از کتاب که برای من جالب بود را در ادامه مطرح می کنم:
تعریف کار عمیق: فعالیتهایی حرفه ای که با تمرکز کامل و به دور از حواس پرتی انجام می شوند و کاری می کنند که از توانایی های شناختی تا ن بیشترین بهره را ببرید. این کوشش ها ارزشهای جدید به وجود می آورند و مهارتهای شما را ارتقا می دهند.
کار سطحی: کارهایی که به لحاظ شناختی، دشوار نیستند و بی نیاز از برنامه ریزی اند و غالباً مواقعی انجام می شوند که حواسمان پرت است. این کارها ارزش چندانی در دنیا به وجود نمی آورند و به سادگی جایگزین شدنی هستند.
عمیق کار کردن یک رفتار کلاسیک نیست، بلکه مهارتی است که امروزه ارزش زیادی دارد.
فرضیه کار عمیق: توانایی انجام کار عمیق دارد کمیاب و کمیاب تر می شود و این اتفاق دقیقاً همزمان شده با وقتی که امروزه توانایی کار عمیق دارد ارزشمند و ارزشمندتر می شود. در نتیجه آن عده ای که این مهارت را در خود تقویت می کنند و آن را به هسته مرکزی زندگی خود تبدیل می کنند، پیروز خواهند شد.
یکی از مهارتهایی مهمی این روزگار یادگیری سریع چیزهای سخت است (که با کار عمیق میسر می شود)
کار عمیق کردن تنها شکل کارکردن است که عملکردتان را به حد مطلوب می رساند.
اصل مقاومت حداقلی: اگر در یک موقعیت کاری، از تأثیر رفتارهای مختلف بر هدف نهایی بازخورد روشنی نداشته باشیم، به رفتارهایی گرایش پیدا می کنیم که در آن لحظه آسان ترین راه هستند.
کار عمیق ما را غرق می کند. غرقگی وضعیتی است که در آن مرزهای توانمندی ذهن و جسم ما آگاهانه به چالش کشیده می شود. این وضعیت لذت بخش است.
این توصیه رایج که “برو دنبال کاری که واقعاً عاشقشی” اشتباه است. زیرا فقط برخی مشاغل خاص هستند که منشاء رضایت هستند و سایر مشاغل در ظاهر بی روح و بی فایده اند. در تمام تاریخ بشر، آهنگری و نجاری مشاغل فاخری نبوده اند. ولی این اصلاً مهم نیست. چون اصولاً خصوصیات ظاهری آن کار مهم نیست. اصولاً لذت نهفته در این کارها است که اگر به حالت غرقگی برسد، جذاب است. آنهایی که از شغلشان لذت نمی برند، به این حالت نمی رسند. خیلی ها هم شغل به ظاهر فاخری ندارند، اما خیلی از آن لذت می برند.
تمرکز عمیق مهارتی است که به مرور آموخته و تقویت می شود.
وقتی ذهنتان به حواس پرتی مزمن عادت کند، مدام به دنبال حواس پرتی می روید.
تجربه جدا شدن از عموم مردمی که در حواس پرتی سیر می کنند و پیوستن به عده ای اندک، ولی متمرکز تجربه ای متحول کننده است.
ایده های مهم نویسنده در قالب چهار قانون با توضیحات مبسوط در کتاب بیان شده است.