نوشتن القاب روی جلد کتاب

مقایسه صحیح با نمونه های موفق در مجامع علمی می تواند راهنمای خوبی برای ما در دانشگاه باشد. می دانیم که هر جامعه ای تفاوت های فرهنگی خود را دارد، اما اجتماع علمی کمتر باید چنین باشد. زیرا همه در یک فضای مشخص و با اصول مشترک تحقیق می کنند و نتایج خود را منتشر می کنند. گویی در اجتماع علمی یک وحدت رویه هست.
اما چرا ما با بقیه متفاوت هستیم؟ شاید خوب فکر نکرده ایم، شاید …

گاهی متفاوت بودن وجهه خوبی ندارد و علامت بدی است.
یکی از تفاوت های ما این است که نشریات علمی پژوهشی ما بجای اینکه توسط انجمن های علمی چاپ شود، توسط دانشگاه چاپ می شود که در دنیا بی نظیر است! می دانیم چه مشکلاتی به همراه دارد و چقدر به ضرر علم کشور تمام می شود. اما زمان می برد تا به مسیر صحیح هدایت شود.

تفاوت دیگر که دکتر منصوری هم در یکی از سخنرانی‌هایشان اشاره کرده بودند این است که وقتی کتابی ترجمه می کنیم، یا گردآوری و یا به ندرت تألیف، نام پدیدآورنده را همراه با نام مدرک (مانند دکتر…) و وابستگی سازمانی (مانند عضو هیئت علمی ….) روی جلد می نویسیم! حتی اگر دانشجویی در مقطع ارشد به ما کمک کرده و حالا دانشجوی دکتری شده، روی جلد زیر اسم ایشان می نویسیم “دانشجوی مقطع دکتری …”. به راستی چرا؟ آیا کتاب خارجی می شناسید که چنین باشد؟ حتی مراجع کاملاً تألیفی هم این کار را نمی کنند. چرا متفاوت هستیم؟ شاید کسی به ما راه صحیح را نشان نداده و بعضاً تشویق هم کرده یا ما کم توجهیم. به هر حال الآن من به شما گفتم! قصد من از این نوشته این است که در همه شئون (حداقل علمی خود) فکر کنیم.

در کتابی که سال ۹۶ با کمک جمعی از همکاران هیئت علمی و دانشجویان نوشتیم، این نکته را رعایت کردم. حس خوبی داشت. اتفاق بدی هم نیفتاد. در این کتاب مانند نمونه های طبیعی (!) بین المللی، در کل کتاب و حتی روی جلد از لفظ “دکتر” برای اسامی استفاده نشده است. به همین سادگی. به این امید که فرهنگ سازی شود.

بخشی از ابتدای کتاب قابل دانلود است که شامل جلد، معرفی نویسندگان، پیش گفتار و فهرست است. لینک دانلود در این نوشته است.

11 دیدگاه در “نوشتن القاب روی جلد کتاب

  1. با سلام
    مبحث جالبی را مطرح کردید. در خصوص انتشار مقالات توسط دانشگاه، به نظر من از آنجایی که آیین نامه ارتقاء اساتید بر اساس مقالات است پس شاید تا این آیین نامه تغییر نکند این مورد نیز تغییری نخواهد کرد و همچنان مانند یک جزیره بمانیم.

    1. دلیل دیگر هم شاید منوط کردن فارغ التحصیلی دانشجویان به چاپ مقاله باشد که با معمولاً محدودیت زمانی همراه است و باید نشریه ای پیدا شود که سریع چاپ کند. می دانیم که در جامعه علمی جهانی معمولاً مقاله شرط دفاع نیست و صاحب گرنت یا استاد راهنما متعهد به چاپ است. این پیشنهاد را مطرح کردیم، اما از آنجا که عمدتاً اساتید در جریان کار داشجویان نیستند یا نقش اصلی را ندارند، این مسئولیت را هم نمی پذیرند.

      1. سلام
        من از چند دانشجوی دکتری دانشگاه مک گیل در رشته های مختلف پرسیدم گفتند که تا مقالاتی منتشر نکنند استاد راهنما اجازه دفاع نمی دهد. غالبا سه مقاله.

  2. خب این اطلاعات حتی کاملتر در صفحه دوم کتاب ذکر شده، شامل مدرک، مرتبه علمی و وابستگی سازمانی، چه تفاوتی داره اگر روی جلد هم نوشته بشه دکتر محمدعلی سنجری، عضو هیئت علمی …؟

    1. نکته همین است که این اطلاعات باید در داخل کتاب آورده شود و نه روی جلد. داخل کتاب و روی جلد از نظر تظاهر خیلی باهم متفاوت است. همچنین نوشتن القاب روی جلد در جامعه علمی جهانی اصلاً متداول نیست. پیشنهادم این است که در دانشگاه مانند عرف جهان علم عمل کنیم.
      دوم اینکه نه روی جلد و نه در داخل از لفظ دکتر استفاده نمی شود و ما هم نکردیم. اما در داخل کتاب بالاخره باید مشخص شود که چه کسی با چه تخصصی کتاب را نوشته و مسئولیت آنرا پذیرفته.

    2. در نهایت باید جایی نوشته شود که نویسندگان چه جایگاه علمی داشته اند، اما فرق روی جلد با داخل جلد از زمین است تا آسمان.

  3. باسلام
    در کشور ما هدف از پژوهش محدود شده است به کسب مدرک بالاتر، ارتقاء درجه یا prefix بالاتر و خودنمایی کردن در جمع رفقا، دوستان و رقیبان به ظاهر اهل علم!!! معنای واقعی رقابت در علم در کشور عزیز ما رنگ باخته است. در دوره ی کنونی، هر کسی تعداد مقالات و کتاب های بیشتری دارد، بیشتر دکتر است یا هرکسی که دکتر است، پس قطعا هرچه میگوید ارزش خریدن و خواندن دارد. یکی از عمده دلایل لیست کردن پیشوند دکتر در جلد کتاب ها این است که به دنبال جذب مخاطب سطحی نگر هستیم و خودمان هم میدانیم که محتوای تولیدی مان آنقدرها که باید خریدار ندارد… بلکه بتوانیم با این پیشوندها، طرحواره ی شناختی مخاطب را روشن کنیم که گمان کند حتما مطلب خواندنی ای را آورده اند. در کل، مادامیکه هدفمان از تولید علم، واضح و روشن نباشد یا بهتر بگویم scientific نباشد، اوضاع همین خواهد بود. هدف غیر علمی نیز مشابه نماز خواندن مسئول عزیزمان در جلسه ی رسمی و سیاسی با وزیر خارجه می باشد.

  4. با سلام خدمت شما دوست گرامی
    با این جمله از سخنان شما که می فرمایید: «در دوره ی کنونی، هر کسی تعداد مقالات و کتاب های بیشتری دارد، بیشتر دکتر است یا هرکسی که دکتر است، پس قطعاً هرچه می‌گوید ارزش خریدن و خواندن دارد.» بسیار موافق ام اما شما نیز در سطح بندی خوانندگان همان اثر افراد را دسته بندی می کنید و به آنها جایگاه های بالاتر و پایین تر می دهید (مخاطب سطحی نگر). هدفم از این نکته بینی در صحبت های شما ایراد گرفتن بر مطالب شما نیست بلکه می گویم ما به طور ناخودآگاه در ذهن خود افراد را به بهتر و بد تر تقسیم بندی می کنیم و گاهی نویسنده باهوش برای جلب ضمیر ناخودآگاه ترجیح می دهد بر روی کتاب رتبه بندی علمی خود را بیان کند.
    تمام ما به دنبال دنیایی آرمانی به دور از برتری جویی هستیم و اعتقاد داریم هر فردی در جایگاه خودداری ارزش است و اصولاً کار کردن مفید در هر سطحی را سازنده می دانیم. اما در عمل آیا برای افراد به یک اندازه ارزش قائل ایم؟
    از طرف دیگر، به شخصه در انتخاب و خواندن هر اثری به علم نویسنده اثر توجه بسیاری دارم و بر حسب جبر فردی که دانش علمی بالاتر داشته باشد را واجد شرایط می دانم (چون ملاک دیگری برای شناسایی نویسنده ناشناس در دسترس ندارم).
    اگر کسی برای افتخار به عنوان خود و برتری جویی، رتبه علمی خود را در هر جایی از کتاب وارد کند باعث سرزنش است اما اگر فردی فارغ از برتری جویی برای معرفی بهتر خود (چون تنها ملاک خواننده از اثر نویسنده ایی که او را نمی شناسد، مرتبه علمی اوست) در هر جای کتاب وارد شود زیبا و قابل احترام است.

  5. با سلام و عرض ادب
    درمورد نظر شما، متاسفانه این مسئله پذیرفته شده است که مشکل فقط از طرف جامعه علمی نیست بلکه رفتار مردم هم در این مسئله نقش بازی می کنند. در واقع ظاهر بینی صفت اخلاقی است که شاید بیشتر ما به آن مبتلا باشیم. و از این نقطه ضعف ضرر بسیاری می بینیم. در بعد علمی بعد از خواندن عنوان کتاب یا دیدن طرح زیبای جلد آن یا دیدن لقب دکتر قبل از اسم نویسنده، آن را می خریم و بعد از مطالعه ی محتوا ممکن است احساس ضرر کنیم و اولین افسوس ما بابت هزینه ای است که برای کتاب داده ایم.
    پس بهتر است قبل از خرید کتاب معیارمان را بدانیم. و شاید بررسی یک محتوای کتاب ۳۰۰ صفحه ای در لحظه خرید سخت باشد لذا نیاز به مشورت با افراد متخصص در آن حوزه و بررسی نظرات خوانندگان (در خرید های آنلاین) داریم.
    در مورد هدف پژوهش در بین اساتید و دانشجویان شاید بتوان گفت، یکی از پیش نیاز های مدرک در بین دانشجویان پژوهش و در جامعه اساتید ارتقا رتبه است. البته این نکته قابل توجه است که کیفیت پژوهش استاد و اینکه رتبه ژورنال چگونه است در ارتقای اساتید نقش دارد. اما در مورد کتاب، بنده تا به حال رتبه بندی ندیده ام و بهتر است انجمن های علمی هر رشته گروه هایی را برای بررسی کتب و رتبه بندی آنها اختصاص دهند و یا اینکه سیستمی مانند پژوهشیار (کتاب یار :)) این امر را بر عهده بگیرد. و این سیستم باید معیارهایی برای امتیاز دهی به کتاب داشته باشد که کمترین آن نبود غلط املایی و مشکلات ظاهری است. البته ارسال محتوای کتاب به انجمن خود دارای نقطه ضعف می تواند باشد زیرا اگر نویسنده یکی از اعضا باشد سایرین بر حسب پیش زمینه ذهنی یا رودربایستی ممکن است به کتاب رتبه بدهند که این عمل می تواند سوگیری در رتبه دهی محسوب شود. بنابراین وجود اشخاصی در جایگاه ناظر در این بررسی ها ضرروی به نظر می رسد. لذا می توان گفت بررسی توسط سامانه کتابیار و انجمن مکمل هستند. و برای تغییر دیدگاه دیگران در مورد ظاهر بینی باید در حد توان به روشنگری این مسئله در جامعه دانشگاهی و غیر دانشگاهی بپردازیم.

  6. با سلام خدمت استاد گرامی
    به نظر بنده درست است که ما نباید به فکر سطحی نگری در حیطه های علمی و غیره باشیم اما متأسفانه قوانین موجود در سطح دانشگاهها نشان می دهد که هر کس تعداد مقاله ی بالاتری دارد سطح علمی او نیز بالاتر است. پس به نظر بنده ساختار و قونین موجود بر دانشگاه باید تغییر کند. مورد دوم اینکه این میزان سطحی نگری و ظاهر بینی متأسفانه در سطح جامعه بسیار گسترده است. مثلا تعداد کتاب های یک کتابخانه شخصی را در نظر بگیرید به احتمال بسیار بالا تعداد زیادی از کتاب ها مطالعه نشده است. و فقط صرف داشتن کتاب و عوام فریبی قرار داده می شود.

  7. با سلام و خسته نباشید
    بحث جالبی است. به نظرم اگر تمرکز نویسنده روی عنوان جذاب و کنجکاو برانگیز باشد، شاید در جذب مخاطب به جای استفاده از آن القاب ها، مناسب تر باشد. اگرچه که بایستی عنوان مطرح شده اغراق آمیز نباشد تا به نوعی مخاطب را نفریبد.
    در این صورت ابتدا موضوع مورد توجه قرار می‌گیرد نه القاب نویسنده.
    البته که در این باره، این نکته که چه کسی و با چه درجه ای آن مقاله و یا کتاب را نوشته است قابل کتمان نیست، به دلیل اینکه از فرد با درجه بالاتر، انتظارات بیشتری می‌رود. در بطن ماجرا درست است که نوشته مهم است اما در مقیاس عملی، برای انتخاب کتاب و یا هر نوشته ای، درجه نویسنده نیز، تاثیر گذار است.
    شاید علت اینکه در فرهنگ ما، به کار بردن القاب به طور حریصانه ای استفاده می‌شود (با این که گاهی اوقات می دانیم که نیازی در استفاده از آن در اکثر مواقع نیست) این نکته است که شاید در جامعه دانشگاهی بهای زیادی به درجات می‌دهیم و بهای کمتری به دانشجو های با درجات پایین تر، که این خود می تواند به طور ناخواسته برای ما سیکل معیوب بیافریند. به عبارت دیگر، در این باره، همه چیز از خود جامعه دانشگاهی می تواند شروع شود و در جامعه های دیگر تاثیر بگذارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*